مرتضى راوندى

453

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

افسوس‌آور است كه مردم . . . به آن نام و آبرويى كه دولت ايران در جهان پيدا كرده بود ، ارج نمىگذاردند . . . چون نادر مىخواست شيوهء زشت دشنام و نفرين را كه كالاى بسيار پست دستگاه شيعيگرى است از ميان بردارد ، اينان رنجيدگى از او نمودند ، به خاندان بيكارهء صفوى دلبستگى نشان داده بسيار مىخواستند كه پادشاهى با آن خاندان باشد . . . بدبختان نمى - انديشيدند كه پادشاه براى نگهدارى كشور است و هركس بهتر توانست كشور را نگه‌دارد و مردم را آسوده گرداند ، به پادشاهى شايسته‌تر است . نمىانديشيدند كه صفويان براى كشور بوده‌اند نه كشور براى صفويان . با اين نافهميهاى شوم خود ، با چنان پادشاه بزرگى دشمنى نشان مىدادند . شعرهاى ريشخندآميز سروده به ميان مىانداختند . هر زمان در جاى ديگرى يك قلندر بچه‌اى پيدا كرده به نام آنكه از خاندان صفوى است بر سر او گرد مىآمدند و درفش نافرمانى مىافراشتند . . . به‌هرحال ، بيگمان است كه يكى از شوندهاى ( علل ) خونريزيهاى نادر در پايان زندگى خود همين بوده . ولى اين تاكنون بازنموده نشده . . . جنگهاى نادر و نقشه‌هاى جنگى او ، خود داستان جدايى است . بيگمان نادر در اين‌باره به ناپلئون و ديگر سردارهاى بنام تاريخ برترى داشته است . » « 393 » براى آنكه خوانندگان به عشق و علاقهء فراوان نادر به جنگ و خونريزى آشنا شوند ، جمله‌اى چند ، از محمد مهدى اصفهانى مداح عصر نادرى نقل مىكنيم . وى مىنويسد : « موقعى كه يكى از ملاها از نعمتهاى بهشت براى نادر شرح و تفصيل مىداد كه چنين‌وچنان است ، نادر پرسيد آيا در بهشت جنگ هم هست كه بر دشمنان خدا پيروز شويم ؟ ملا گفت جنگ و جدال در بهشت روى نمىدهد . نادر با خنده گفت پس چنين بهشتى لذت ندارد و به درد ما نمىخورد ، براى شما آخوندها خوب است . » در پايان بيمناسبت نيست عقيده و داورى دكتر لاكهارت را دربارهء نادر نقل كنيم ، به نظر او : در قسمت سياست و كشوردارى ، نادر چنان استعدادى نداشت و هرچه بنا مىكرد بىاساس بود ؛ چنان كه امپراتورى وسيع وى در نتيجهء همين ضعف تشكيلات پس از مرگش درهم پاشيد . نادر مىخواست امور كشورى را هم با نيروى نظامى اداره كند و البته درست درنمىآمد . مالياتهاى سنگين و قشون‌كشيهاى متوالى نادر يكى از نقاط ضعف سياست داخلى او بود ؛ اما در قسمت سياست خارجى لياقت كامل از خود بروز مىداد و با روسها و تركها به طرز عاقلانه‌اى رفتار نمود . اگر نادر پس از فتح هند ، غنايم و ثروتى را كه به دست آورده بود براى اصلاح امور كشور صرف مىكرد از ماليات‌بندى و لشكركشيهاى بى مورد چشم مىپوشيد ، البته حال‌وروز ايران به زودى و به خوبى اصلاح مىشد . در قسمت ادارى ، نادر همان رويهء صفويه را تعقيب مىكرد ؛ به اين قسم كه سه بيگلربيگى يا استاندار ، ايالت خراسان و فارس و آذربايجان را اداره مىكردند و باقى شهرستانها به خانها و يا فرمانداران كوچك سپرده شده بود و عده‌اى بازرس مأمور رسيدگى به كار آنان

--> ( 393 ) . نادر شاه ، ( با ديباچهء احمد كسروى ) ، ص 5 به بعد ( به اختصار ) .